X
تبلیغات
دانلود موزیکهای کلاسیک - چند تا از آلبوم های استاد عماد رام به همراه بیوگرافی

دانلود موزیکهای کلاسیک

کلاسیک

چند تا از آلبوم های استاد عماد رام به همراه بیوگرافی

                 

آلبوم بهار من:دانلود

آلبوم فرنگیس:دانلود

آلبوم لیلا رو بردن:دانلود

مجموع بهترین آثار استاد عماد رام در ۵ سی دی :

سی دی ۱ :دانلود

سی دی ۲ :دانلود

سی دی ۳ :دانلود

سی دی ۴ :دانلود

سی دی ۵ :دانلود

بیو گرافی استاد عماد رام

تولّد اسفند 1309 در ساری. لیسانش دانش سرای کشاورزی. از اوان نوجوانی نی های خود رو را سوارخ می کرد و در آنها می دمید.

 در سال 1317 در دبستان با ساختمان فلوت پیشاهنگان آشنا شد. عماد نزد خود و بی استاد نواهای محلّی را در فلوت می دمید و بعدها که به رادیو آمد، آهنگ هایی را که با ویلن در رادیو اجرا می کردند، با فلوت تقلید می کرد. در شهریور 1322 به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدین ها، پیش پرده می خواند و فلوت می زد. در تهران مجید محسنی، حمید قنبری و جمشید شیبانی از سال های 1320 پیش پرده خوانی را شروع کرده بودند و پرویز خطیبی و ابوالقاسم حالت، اشعار فکاهی آن را می سرودند. پیش پرده خوانی چندین سال مد بود. به هر حال به قول عماد رام، نخستین مربی غیر رسمی اش سن تئاتر بود.
در سال 1335 به تهران آمد و به اداره هنر های زیبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون نزد محمد علی خادم میثاق، و ردیف ها را نزد حسن راد مرد فرا گرفت. مدتی نزد نورعلی برومند و حاج آقا محمد ایرانی مجرد آموزش دید. در سال 1339 برای اولین بار در ارکستر حسن رادمرد کنسرت داد. در تلویزیون، ارکستر سه نفره ای متشكل از حسین تهرانی، فرامرز پایور و عماد رام پا گرفت ... از سال 1350 به سرپرستی یکی از ارکسترهای فرهنگ و هنر منصوب شد. 27 سال پیش در پی انقلاب در ایران مانند بسیاری از هنرمندان ایرانی ناگزیر از ترک وطن شد و سرانجام در سال 1382 در کشور آلمان دار فانی را وداع گفت.
عماد رام می گوید: منحنی هنر نسبت به پیشینیان سقوط کرده بود، کار اساتیدی همچون درویش خان، رکن الدین خان و صبا و ... چون مکتبی بود پس از سال ها همچنان پا برجا مانده است و کار بعضی از شبه هنرمندان چون سرابی بود، اثری از آثارشان باقی نمانده. مکتبیها به دنبال هنر بودند، دود چراغ می خوردند و دو زانو دستِ ادب بر سینه در برابر استادان می نشستند، لذا آثارشان نیز پایدار ماند و شبه هنر مندان از لوح دلها زدوده شدند. من گاهی برای اینکه آموزش فرهنگی و اخلاقی بگیرم نزد شادروان اسماعیل مهرتاش می رفتم، روزی نقل کرد در هنگام جوانی که من و علی اکبر شهنازی برای مشق تار خدمت درویش خان می رفتیم، روزی از قسمت روابط فرهنگی ایران و فرانسه پاکتی آوردند که محتوی یکصد تومان بود. در آن زمان یکصد تومان فوق العاده ارزش داشت و اگر کسی در کوچه ای صد تومان پول داشت آن کوچه به کوچه صد تومانیها معروف می شد.
درویش خان گفت: گمان نمی کنم که فرهنک و کار فرهنگی پاداش داشته باشد و از قبول پول امتناع ورزید. پس از ساعتی در همان جلسه رو کرد به حاجی علی اکبر خان که نسبتآ ثروتمند بود و ماهانه سه تومان بابت حق التدریس می پرداخت و گفت: پول داری حق التدریس ماه آینده خود را بپردازی؟ و پس از اینکه سه تومان را که مبلغ نسبتآ قابل توجهی بود گرفت، نوکرش را صدا زد و گفت: این سه تومان را بده این همسایه ارمنی که امروز زنش مرده و پول کفن و دفنش را ندارد. حالا شما این را مقایسه کنید با کسانی که اسم خود را هنرمند گذارده بودند و شبها به کاباره ها و ... هجوم می آوردند برای انباشتن جیب خود. و این تفاوت بود که هنر امثال درویش خان را ماندنی کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 22:28  توسط امید  |